منظرهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی وه، چشمانداز، جلال، رونق، ضیا، عرضه، تزیین تشریفات، نمایش، نمونه صحنه، هنر تئاتر جلوه، تابش، ناز، کرشمه هیبت، شکوه، ابهت، شوکت، جبروت، اقتدار آ
ساختمان بلندفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد لند، مناره، ستون، برج، ارک (ارگ)، قلعه، بارو، آتشگاه اهرام، برج ایفل، آسمانخراش آنتن، دکل، ابرقارچی چیز بلند: نردبان، نیزه، خدنگ، کوه▲
مدیرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه یرعامل، عضو موظف هیئت مدیره، معاون مدیرعامل، سرپرست، فورمن، معاون رئیس دانشگاه، رئیسبانک مرکزی، دبیر کل [حزب، سازمان ملل] مدیریت، معاونت گ
چیز متغیّرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر ر، معشوق، پروتئوس، رنگعوضکن، بوقلمون، اختاپوس، منظرۀ متغیر، منظره چیز شکلپذیر، موم، گل کوزهگری، سیال، مایعات باران بهاری، فلک، حرکت بختواقبال،
باغبانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی گلکار، جالیزبان، بستانچی، باغدار، مروج، متخصص منظرهسازی جنگلدار ◄ جنگلداری