منظرهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی وه، چشمانداز، جلال، رونق، ضیا، عرضه، تزیین تشریفات، نمایش، نمونه صحنه، هنر تئاتر جلوه، تابش، ناز، کرشمه هیبت، شکوه، ابهت، شوکت، جبروت، اقتدار آ
ساختمان بلندفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد لند، مناره، ستون، برج، ارک (ارگ)، قلعه، بارو، آتشگاه اهرام، برج ایفل، آسمانخراش آنتن، دکل، ابرقارچی چیز بلند: نردبان، نیزه، خدنگ، کوه▲
متمایلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت فت] متمایل موجب، منجربه، مایل منسوب، وابسته، بسته معطوف، متوجه مشروط (مفاد)
چیز متغیّرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر ر، معشوق، پروتئوس، رنگعوضکن، بوقلمون، اختاپوس، منظرۀ متغیر، منظره چیز شکلپذیر، موم، گل کوزهگری، سیال، مایعات باران بهاری، فلک، حرکت بختواقبال،
علّیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت فت] علّی موجب، موجد، ایجادکننده، آفریننده، پدیدآورنده، زاینده، مولّد بانی، باعث منجر مؤثر ضروری، واجب، اجباری، الزامی، وادارکننده، اصلی، باارتباط، م
منتجهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت منتجه، معلول، ناشی، منجر منسوب متعاقب، متوالی مشروط، منوط، موکول، وابسته، تابع محول مدلول