مقبرهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ار، قبر، گور، آرامگاه، مدفن، لحد، الحد حرم، مرقد، آستان، بارگاه، بقعه، [◄ گنبد 253]، امامزاده اهرام، بنای یادبود خاک، تربت، خاکپاک مَسکَن
مقصر دانستنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات نستن، اشکال گرفتن، عیبجویی کردن، ناگوار آمدن ِچیزی (کاری) برای (به) کسی، دعوا کردن، متهم ساختن
مقصرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات گناهکار، عاصی، معصیتکار، مجرم، بزهکار، محکوم، مظنون، مداخلهگر، متهم، نکوهیده سابقهدار
متهمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات م، مقصر، مظنون، خوانده، پژوهشخوانده، مدافع، مدعیعلیه، زندانی شخص متهم، متهم ردیف یک
متخلففرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی اهکار، خاطی، مقصر، محکوم، مجرم، سابقهدار، ختم روزگار خلافکار، خلاف، امالفساد، بزهکار، پنهانکار، مسئلهدار، گانگستر، اوباش، کلاهبردار،
حفاریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل خاکبرداری، حفر، گودبرداری، پیکنی، لایروبی قبر، گور، خاک، مقبره معدن، کان، تونل، نقب، میلۀ چاه، دالان زیرزمینی بادکش لانۀ زیرزمینی قطار زیرزمینی، متر
بنای یادبودفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ادبود، مجسمه، آرامگاه، حرم، مقبره یادمان مجسمهسازی