کنترل ترافیکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت رل ترافیک، مقررات راهنمایی خیابان یکطرفه چراغ راهنمایی، علائم راهنمایی خط پیوسته، خط عابر پیاده، جدول، بریدگی محدودۀ ترافیک، منطقۀ ممنوعه پارکومتر،
منظمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم منظم، طبق مقررات، مرتب، باقاعده، هماهنگ مقرر، قانونی، بانسق، بانظم منتظم، منضبط، مطیع قانونمند، سیستماتیک، تحتکنترل، مضبوط آراسته، مرتب اتوکرده، چین
بهقاعدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ت] بهقاعده، منظم مرتب، ادواری ثابت، همواره، هموار، صاف طبق مقررات جاافتاده، روتین، مرسوم عادی قانونمند، ضابطهمند کوک
قانونفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ین، مجموعۀقوانین، حقوق، آیین، یاسا، هنجار، مقررات، ناموس، ضابطه قاعده قانون اساسی قانون مدنی، قانون تجارت، قانون مالیاتها، قانون تعزیرات، قانونق