مقایسهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود یسه، تطبیق، مطابقه، مقابله، قیاس، برابری، تشابه، توازی صورت مغایرت مطابقت، انطباق، رابطه، نسبیت
مقایسه کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود مقایسه کردن، تطبیق کردن، مقابلهکردن، کنارهم گذاشتن، مغایرت گرفتن
مقایسهشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود ] مقایسهشده، منطبق، نسبی بهتر، برتر، بدتر، کهتر معالفارق، علیالسویه
مقایسه کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود مقایسه کردن، تطبیق کردن، مقابلهکردن، کنارهم گذاشتن، مغایرت گرفتن
مقایسهشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود ] مقایسهشده، منطبق، نسبی بهتر، برتر، بدتر، کهتر معالفارق، علیالسویه
نسبیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه ، مطلق نبودن، نسبیبودن، همبستگی قابلیت مقایسه، تشبیه، تشابه تطبیق، مقایسه نزدیکی علیت موقعیت نسبی، مرتبه، درجه موقعیت درصف، چندم بودن، توالی یکسانی
نسبتاًفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه اً، تاحدودی، درچارچوبِ، در مقایسه، بهنسبت، بااین دیدگاه، بالنسبه، معالوصف، بااینهمه