کار سختفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) انع، راه صعبالعبور، اعمال شاقه، امتحان، آزمایش، مسئله، معضل، معما هفتخوان رستم، شقالقمر، مأموریت پیچیده، مأموریت غیرممکن، سهل
معمافرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط چیستان، لغز، رمز، راز ماز کُد، پسورد، رمزینه، بارکُد، اسمشب، نمادگذاری مسئله، معضل، مسئلۀ ریاضی، تربیع دایره انیگما، پارادوکس، متناقضنما،
دشوارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) خت، مشکل، ناراحت، پرزحمت، پردردسر، دستگیر، شاق، صعب، صعبالعبور، سهمگین صعبالوصول، صعبالحصول، دستنیافتنی بغرنج، غامض، پیچیده
شفا دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی درمان کردن، علاج کردن، برطرف کردن، ازبین بردن، ریشهکنکردن، خوب کردن، معالجه کردن، بهبود دادن پرستاری کردن، تیمار کردن، تروخشک کردن، مراقبت ک
درمانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ن، علاج، شفا، چاره، مداوا، معالجه، تیمار، دفع، رفع امداد، کمک پرستاری، تیمار خواص دارویی ◄ دارو▼ طبابت، معاینه، ویزیت، تجویز، هنر پزشکی▼ بهبو