معتقدفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال ] معتقد، مطمئن، متکیبهخود باخدا، باایمان، خداشناس، مؤمن مشرف مقید، پایبند، اهل زودباور قانع، مجاب، قانعشده متیقن
معترضفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص رض، اعتراضکننده، محکومکننده، تقبیحکننده، مانع، جلوگیری کننده، مخالف، بیزار
معتقدفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال ] معتقد، مطمئن، متکیبهخود باخدا، باایمان، خداشناس، مؤمن مشرف مقید، پایبند، اهل زودباور قانع، مجاب، قانعشده متیقن
مؤمنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب ص معتقد، آدمنمازخوان، شرکتکننده درنماز جمعه، جماعت نمازگزار، نخبگان، شخص پرستشکننده افراد مکتبی، مؤمنین، مؤمن واقعی، ارتدکس، قدیس، مأموم، پیروان،
فرد مخالففرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال ف، معترض، ناراضی، خردهگیر، جداییطلب، یاغی، فرد انقلابی مخالفین، جناح مخالف، اپوزیسیون، ناراضیان، اقلیت، اکثریت خاموش، ضدین هوو، رقیب اهل
مخالففرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال خالف، معترض، خردهگیر، عیبجو، ناراضی، نگران ستیزهجو فرقهای، جداییانداز گلهمند، بیزار، منکِر شکاک، مشکوک فرصتطلب مخالفخوان، امتناعکنن
محتملفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال تمل، احتمالی، مترقبه، شدنی، محتملالوقوع، طبیعی، قابلانتظار مستعد