معاونفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ون، نایب▼، قائممقام، کفیل، سرپرست، جانشین، نماینده، فرد جایگزین دبیر، منشی، منشی جلسه معاونت، کفالت، نیابت، سرپرستی، جانشینی
مدیرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه یرعامل، عضو موظف هیئت مدیره، معاون مدیرعامل، سرپرست، فورمن، معاون رئیس دانشگاه، رئیسبانک مرکزی، دبیر کل [حزب، سازمان ملل] مدیریت، معاونت گ
بخشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت قطعه، قطاع، شقه، حصه، لخت، پاره، تکه▼ نصیب، سهم ضلع، وتر، باریکه، خلال، بند، حلقه، برش، مقطع، قطع گروه، حوزه، ناحیه جلد، کتاب باب، فراز، فصل زیرمجمو
طبقهبندیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم طبقهبندی، تعیین، تشخیص، تعریف طبقه، مقوله، کلاس، مجموعه، زیرمجموعه، جزء، زمره، جرگه، قشر، نوع▼، تیره▼، بخش شاخه، واحد، اداره، معاونت، دپارتمان، حوزه
کارگاهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه محل کار، استودیو، آتلیه، مؤسسه، دفتر، اتاق مطالعه، اتاق کار، آزمایشگاه، ایستگاه، محضر، دفترخانه کارخانه، شهرک صنعتی اداره، ادارهجات، ادار
مدیریتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه ت، ریاست، سرپرستی، نظارت، عاملیت، اداره، انتصاب، هدایت▼، راهبری، حکمرانی حاکمیت شرکتی آقایی، سروری، مدیرکلی، معاونت تصدیگری، انحصار ◄ شرک