مطالعه کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط دن، خواندن، قرائت کردن، خرخوانی کردن، خر زدن، مرور کردن، حفظ کردن، تلمذ کردن
مطالبه کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ن، ادعا کردن، مدعیمالکیت شدن، حق خود را خواستن، استیفا کردن، بهاجرا گذاشتن، احقاق حق (حقوق)کردن، گرفتن، خواستن مال خوددانستن، ازخود دانستن، ادع
بازرسی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی کردن، مراجعه کردن، تفحصکردن، کنجکاوی کردن، مطالعه کردن دیدوبازدید کردن، سَر زدن
توجه کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود ردن، دقتکردن، باریک شدندر چیزی، اعتنا کردن (داشتن) بهکسی (چیزی)، درنظر گرفتن، لحاظ کردن، مواظب بودن، دیدن، شنیدن، نگاه کردن، مطالع
ادعا کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ن، کرکری خواندن، یللیخواندن، حق نداشتن، اظهار کردن، مطالبه کردن، طلبیدن
دادخواهی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات دخواهی کردن، عارض شدن، دعویکردن، مطالبه کردن، وکیل کردن، وکیل گرفتن، تعقیب قانونی کردن امضا جمع کردن مطرح کردن، شکایت کردن
طلبیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام یدن، ادعا کردن اصرار کردن، پافشاری کردن مصادره کردن سفارش دادن، نیاز داشتن، طلب کردن، خواستن، مطالبه کردن احضارکردن سفارش غذا دادن، اُر