جهانگردفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت م] جهانگرد، مسافر زایر، حاجی، مشهدی، مشدی، کربلایی، کل رهرو کاشف، ماجراجو دریانورد هوانورد ناظر، بیننده طلیعه، سرآغاز دورهگرد، دستفروش تاجر، فروشند
مربوط بهحروففرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه فت] مربوط بهحروف بهحروف، الفبایی، هجیشده صفات حرف: متحرک، محرف، مرخم، مشدد، مصغر، مضموم، مفتوح، مکسور، ملفوظ، شکسته