بهیادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تداوم اندیشه متذکر، متعرض، گوینده، یادآوریکننده، یادآور وفادار ◄ وفاداری بهیاد آرنده
استتارشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط شده، پوشیده، مستتر، جامۀمبدل پوشیده، ناشناس ماسکدار، نقابدار مدفون
مانعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ع، بازدارنده، متعرض، دستوپاگیر، نامساعد، محدودکننده، تحریمکننده، متقابل عایق، نارسانا، ناتراوا [اسم: مانع▲]
برگرداندنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی برگرداندن، عودت دادن، مسترد کردن، مرجوع کردن برقرار کردن، اعاده کردن بهمیهن برگرداندن، آزاد ساختن تسویهکردن، پرداخت کردن