چسبیده(نگهداری شده)فرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی (نگهداری شده)، نگهداری شده، حفظشده، امن، محفوظ، ایمن رزروشده، نامزدشده، عقدشده محکم، مستحکم، گرفتهشده، نگهداشتهشده، پایدار، پابرجا، ثابت
تقبل کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی کردن، متحمل شدن، تقبلپرداخت کردن، سهیم شدن بودجهگذاشتن، خرج داشتن
صبورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام ر، شکیبا، باحوصله، خوددار، حلیم، صابر، بیشتاب، پرشکیب، متحمل رام، نرم، سلیم، افتاده نازکش، بلاکش متساهل صبورانه ◄ سرفرصت