صلحدهندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) دهنده، استمالت آمیز، مسالمتآمیز، صلح آمیز، آشتیجو، صلحطلب، مهربان، میانه رو، راضی کننده آشتیجویانه
سازشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی وابسته ، سازشکاری، مصالحه، مدارا، مسالمت، سازگاری، تسلیم، گذشت، آشتی بدهبستان، زدوبند، بندوبست، گاوبندی، ساختوپاخت، ساختوساز، تبانی، تو
تعادلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ، موازنه، تراز، تساوی وضع موجود، همزیستی مسالمتآمیز تقارن، توازی متانت، سازگاری تعادل در دریا، تعادل کِشتی، بالاست تعادل قوا، تعادل طبیعی تراز تجار
صلحجوفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) تیجو، آرامشطلب، آشتیخواه، آشتیطلب، مسالمتجو، سلیم، ملایم، آرام سازشکار، سازشگر