مستقیم کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل تقیم کردن هموار کردن، افقی کردن صافکردن، روان کردن مرمت کردن، بهتر کردن شق کردن، ایستانیدن، برپا کردن، نصب کردن، عمودی کردن
غیرآلیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ] غیرآلی، معدنی، کانی آذرین، آتشفشانی، رسوبی مرمری (مرمرین) سفالی صنعتی سنگی، خاکی ◄ زمینی
بهتر کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ن، بهبود دادن، خوبکردن، ترقی دادن، اصلاح کردن▼، اصلاحات کردن، تغییر دادن مرمت کردن، وصلهپینه کردن، تعمیر کردن تبدیل کردن، تأثیر داشتن، پاک ک
تعمیرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ، نوسازی، تجدید، تازه سازی، مرمت، رفو، صافکاری، بتونهکاری، درستکردن، تعویض قطعات، پنچرگیری جراحی پلاستیک وصله، پینه، تقویت
بازسازیشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی بازسازیشده، احیاشده، نوسازیشده، مثل نو تعمیری، اصلاحی مرمتشده، بهبودیافته مرتفع