مرتعشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ، دارای نوسان، ضرباندار، تپنده، مواج، آویزان، لرزان، جنبان، جنبنده، متحرک متلاطم درخشنده، سوسوزننده، روشن
متعاقبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر متعاقب، پیامد، نهایی، بعدی عارضی، تالی، منتج از، برآیند، منتجه، بهعلتِ(ناشی از) آتی
متعجب کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تداوم اندیشه کردن، غافلگیر کردن، مچگیریکردن، شبیخون زدن، بیهوا حمله کردن بعید بودن، محتمل نبودن
علففرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی چمن، ینجه، قصیل چراگاه، مرتع اسپرک، اسپرس، اسپرزه (اسفرزه)، بشقابی، برغست، برگسُدابی، بسپایک(بسفایج)، پونهسا، ... بابونه، آندیو، سبزی خوردن
مزرعهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی شتزار، زمین، زمینزراعتی، رستنگاه، کلخوز، مزارع مرتع قطعه، بنه، بیجار، قطعۀ زمین، مِلک باغ میوه، مزرعۀ صیفیکاری، باغچه، تاکستان، موستان، باغستان