وامدادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی مدادن، قرض دادن، وام اعطا کردن، اعتبار اعطاکردن، تسهیلات دراختیار گذاشتن، بستانکار کردن، تأمین مالی کردن نسیهدادن، بهنسیه فروختن ودیعه نهاد
ناسازگارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه اسازگار، نابههنجار، مباین، متعارض، متغایر، متضاد نامناسب▼ نامساعد بدلعاب، معترض، مخالف، ستیزهجو، محارب، معارض، دشمن مانعةالجمع، متناقض، ضد، مغای
مغایرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه غیر، دیگر، ضد، عکس، سوا، مباین، متغایر، خلاف، متضاد، مانعةالجمع، متفاوت علیه، مخالف، متضاد، ناسازگار غلط، منفی طرفدیگر، مقابل متقابل غیره، جز آن،
چاپلوسیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ، تملق، خودشیرینی، خوشزبانی، مداهنه، مدح، دستمال بهدستی، فریب، دریوزه، کاسهلیسی، خوشرقصی، نوكری مجامله