مدامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان مدام، مداوم، زماندار، مدتدار دائم، همیشه همیشگی، دائمی، ابدی ادواری، فصلی مداوم [حرکت /عمل]، مکرر، متداوم
مستمراًفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم وقفه، یکریز، دائم، یکنفس، مدام، دائماً، لاینقطع، بهطور پیوسته، اتصالاً، بدون توقف، بدون انقطاع، همواره، همهروزه، دائماً، همیشه، بیامان، مادام، ب
متداومفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ، مسلسل، بیوقفه، مداوم، پیوسته، دائم، گردشی، مستمر، بیانقطاع، بدون وقفه، بیامان دنبالهدار، ادامهدار، پشتدار، سریال، مکرر پیاپی، پیدرپی، یکبند
ابدیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ] ابدی، دائمی، همیشگی جاودانه، جاوید، جاودان، جاویدان، سرمد، فناناپذیر، نامیرا، مانا، ماندنی، انوشه لایتناهی، نامتناهی، ازلی، ازلیوابدی دائم، پایند
همیشهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ه، هماره، پیوسته، دائم، دائماً، شبانه روز، تمام وقت، مستمراً، مدام، سال اندر سال همهروزه، هرروزه، هرهفته، هرسال، درهرزمان، آفتاب بهآفتاب، الیغیرا
عادتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام عادت، آشنایی، اعتیاد، قلق سنت، رسم، عرف▼ انس، الفت استفاده، مصرف، استعمال، استخدام، کاربرد مدام، رواج، ترویج ◄عادت دادن▼، شیوع معتاد پات