محفوظفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی حفوظ، پوشیده، لباسپوشیده، ملبس، محجبه، مستور درپرده، درسایه، سایه زرهپوش، دوجداره حمایتشده مضبوط چشمبسته
بهیادماندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تداوم اندیشه یادمانده، محفوظ، ازیادنرفته، بهخاطرمانده، آشنا، فراموشنشده، زندهیاد یادداشت شده، بهخاطرسپرده تازه، جایشخالی، بهیادماندنی، خاطرهانگیز،
ظرففرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام ف، مخزن، جعبه▼، صندوق، کانتینر، محفظه، حفره سینی، طبق، کازیۀ اوراق سفال، کریستال [نامگذاریظروف طبق جنس یا مواد سازندۀ آن] پیشوندها و پسوندهای مر
سرد کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی سرد کردن، باد زدن، یخ زدن، تهویهکردن، هوا دادن شاداب کردن، نیروی تازه دادن ازحرارت محفوظنگاه داشتن، حفاظ کشیدن