مجوزفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام دستور، برگۀ فرمان، اجازه حُکم، حکم کتبی، ابلاغ، ابلاغیه، احضاریه، حکم توقیف، حکم جلب، مراحل قضایی پاسخ قرارداد، حُکم کارگزینی، حکمانتصا
مجوزفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص تور، پروانه، جواز، تصدیق، اجازهنامه، اجازه، منشور، برگه، باندرول، مجوز قانونی، امتیاز فتوا، حکم تأییدیه، گواهینامه، پذیرش بلیت (بل
مجازفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص جایز، مستحب، مشروع، مباح، قانونی، اختیاری، آزاد اجازهدار، اجازهیافته، مأذون، مُخیر، مختار
مجازات بدنیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات کنجه، عذاب، زجر، تنبیه بدنی، کتک، سیلی، پسگردنی، فلکه، توسری، ضربه، شلاق، تازیانه تعزیر، حدّ، ضربوشتم، سیاست، تأدیب، تعذیب اعمال شاقه، مشتکار
مجازات اعدامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ام، کشتن، دار، تیرباران، گردن زدن، سنگسار، بهصلیب کشیدن، مُثله، مثله کردن وسیلۀ اعدام
مجازاتشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات شده، بهدار آویختهشده، کتکخورده، تنبیه شده، معدوم، کشتهشده
مجازاتکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات مجازاتکردن، کیفر دادن، قصاصکردن، ریمه کردن آزردن، زجر دادن، آزاردادن، سخت گرفتن، محکوم کردن تنبیه کردن▼، شلاق زدن▼، شکنجهکردن▼، اعدامکردن▼ مج
اجازه داشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص تن، توانستن، جایز بودن، مجاز بودن، مجوز داشتن، اذن داشتن، امتیاز گرفتن، اجازه گرفتن (خواستن)
تضمینفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی وابسته ین، تعهد، گارانتی، ضمان، عهد، گواهی، مجوز (دستور)، قرارداد ضمانت، وثیقه، کفالت، رهن، پشتوانه، ودیعه گرو
تصرفشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ده، غصبی، اشغالی، مسخَر، تسخیرشده مصادرهشده متصرفه، متصرفی بدون مجوز، غیرقانونی
معرفینامهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال امه، تأییدیه، توصیه، مُهر، امضا، نظر موافق بلیت(بلیط)، پاسپورت، ویزا، برگۀ عبور، مجوز (اجازه) تأییدنامه شناسنامه، گذرنامه، تعیین هویت