مطلوبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ه شده، لازم، طلبیده، طلب شده، همهپسند، مطابق میل، هموار، خوشایند، باب دندان، ازخداخواسته خواستنی، مرغوب، پسندیده، اشتها آور، عطشآور، لذتبخ
زندانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ی، محبوس، بازداشت، قرنطینهشده تحت بازداشت، پشت میلهها اسیر، دربند، درقیدوبند، گرفتار، پا[ی]بند، پا[ی]گیر، پا[ی]دربند تحت کنترل، گروگا
مطلوبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ه شده، لازم، طلبیده، طلب شده، همهپسند، مطابق میل، هموار، خوشایند، باب دندان، ازخداخواسته خواستنی، مرغوب، پسندیده، اشتها آور، عطشآور، لذتبخ
شکستخوردهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل باخته، مغلوب، مقهور، منهزم، طرف بازنده، مغبون، متضرر، زیاندیده، پاکباخته، بنده، عاجز، زبون، سخره، مطیع، تسلیم، تابع، مظلوم
شکست دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل دادن، مغلوب کردن، عقبزدن، مالاندن متفرق کردن ناکاوت کردن، ضربهفنی کردن
شوریدگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال ی، شیفتگی، مجذوبیت، عشق مفرط، خشم زیاد، آشفتگی، وجد، هذیان، سرسام، اشتعال، تحیر، حیرانی پریشانی، اختلال حواس، گیجی، وقفۀ ذهنی، سرگشتگی خلسه