تولید مثلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت لید مثل، تناسل، تکثیر، جفتگیری، لقاح، انعقاد نطفه، باروری هماغوشی، جماع▼، عشقورزی زایش، توالد، زادوولد رستاخیز، بازآفرینی القاح گردافشانی
بهراحتی انجام دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) حتی انجام دادن، مشکلی نداشتن، بهراحتی گذشتن، مثل آب خوردن اجرا کردن
آسانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ن، سهل، راحت، ساده، میسر، عملی، قابلاجرا، بلامانع خوار بیرنج، بیتعب، سَبُک، بدون اشکال، بدونزحمت قابلاجرا، قابل تقلید، قابل
آلت تناسلیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ی، آلت، اسافل اعضا، پایینتنه، عورت، شرمگاه، عورتین، دستگاه تولید مثل قبلودبر رَحِم، زهدان، بطن، بچهدان، واژن، اوول، تخمک، نطفه بیضه، خایه، تخم،
تولید مثلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت لید مثل، تناسل، تکثیر، جفتگیری، لقاح، انعقاد نطفه، باروری هماغوشی، جماع▼، عشقورزی زایش، توالد، زادوولد رستاخیز، بازآفرینی القاح گردافشانی