متوالیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ، مسلسل، مرتب، متعاقب، بعدی▲ دنبالهدار، ادامهدار، پشتدار، سریال پیاپی، پیدرپی، یکبند، پشتسرهم، مداوم، پیوسته، متداوم همبسته
وصل کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ، متصلکردن، الصاق کردن، به بند کشیدن، قطارکردن، بههم پیوستن، چسباندن، ملحق کردن، جفت کردن، پیوند زدن، جوش دادن، چسباندن کنارهم قرار دادن، متصل کردن
شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود هوجود آمدن، زادن، متولد شدن، بهدنیا آمدن برآمدن، جوانه زدن آغازیدن، بنیاد نهادن پدید آمدن، ایجاد شدن، بهبار آمدن، رشد کردن، توسعه یافتن، شکل گرفت