متوجهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود ، مواظب، دقیق، بادقت، ملتفت، هوشیار، عمیق، متفکر، آگاه، آشنا مقید، مصمم، سخت مشغول، هوایی، اندیشناک، غوطهور ساعی، پشتکاردار، فعال،
منتظرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تداوم اندیشه منتظر، متوقع، آرزومند، امیدوار مترصد، معطل، بلاتکلیف، نگران، دلواپس آماده بهخدمت، منتظرخدمت متوقع، پرتوقع
بیتوجه بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود ] بیتوجه بودن، گوش ندادن، متوجهنشدن تو[یِ] باغ نبودن
مؤثرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت گذار، گیرا، آتشین، تأثیرگذار، تأثیرکننده، اثربخش، باحالت قابل توجه متوجه، رویکننده، اثرگذارنده، عامل
متمایلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت فت] متمایل موجب، منجربه، مایل منسوب، وابسته، بسته معطوف، متوجه مشروط (مفاد)