برخوردارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی دارا، مالک، صاحب، متنفع، ذینفع، متصرف، دارنده صاحب حق، محق، سزاوار بهرهمند، متمتع، مستفیض، فیضبرنده، مستفید، فایدهگیرنده، استفادهکننده [
صاحببودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ل] صاحببودن، داشتن چنگ زدن، نگه داشتن، نگهداری کردن برخوردار بودن، لذت بردن، متنفع شدن، دراختیار داشتن، تحت اختیار داشتن، استفاده کردن پُز د
شریکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی و، سهامدار، مشترک، هموند، آبونه، ذینفع سهیم، متنفع، ذینفع اشتراکی مذهب، کمونیست معاون اندام، عضو سهامدار عمده، سهامدار جزء، سرمایهگذار کارآ
استفادهکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی استفادهکننده، مصرفکننده، کاربر، متمتع، برخوردار وسیله قراردهنده، متمسک، متوسل بهرهبرداری کننده، بهرهبردار استخدامکننده، کارفرما، تولیدک