متعاقبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر متعاقب، پیامد، نهایی، بعدی عارضی، تالی، منتج از، برآیند، منتجه، بهعلتِ(ناشی از) آتی
متعلقبودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ودن، بهنام ِکسی بودن، مال کسی بودن، تعلقداشتن، درخدمت بودن، تابع بودن عاید شدن صفت چیزی بودن، ذاتی بودن، مشمول بودن
تعاقبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم تعاقب، توالی▼، جانشینی، اعقاب تعاقب زمانی ◄ تأخر [در زمان] تداوم و استمرار، ادامه، تداوم در عمل، دوام تعقیب، پیگیری دنبال، دنباله، عقبه، عقب دنباله،
ماقبلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ] ماقبل، سابق، نخستین بزرگتر قبلی، پیشتر، مقدمتر، جلوتر، متقدم فوقالذکر، گفتهشده، اخیر، مذکور، یادشده، نامبرده، مزبور، ذکرشده، اخیرالذکر، مقدم [
متأخرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان متأخر، مسبوق، متعاقب، آینده، آتی جانشین پسین، بعدی، بازپسین، مابعد، عقبی، پشتی، خلفی، مؤخر، آخر، آخری، آخرین، اخیر
بعدیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ] بعدی، پسآمد، پیرو اخیر، نزدیک متعاقب، زیرین، ذیل، تالی، مابعد، پسین، متأخر، آتی افزودهشده پشتی منتجه، به علت/ ناشی از
متوالیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ، مسلسل، مرتب، متعاقب، بعدی▲ دنبالهدار، ادامهدار، پشتدار، سریال پیاپی، پیدرپی، یکبند، پشتسرهم، مداوم، پیوسته، متداوم همبسته
منتجهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت منتجه، معلول، ناشی، منجر منسوب متعاقب، متوالی مشروط، منوط، موکول، وابسته، تابع محول مدلول