متعدد بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد دد بودن، فراوان بودن، زیادبودن، متعدد بودن، بسیار بودن، فت و فراوان بودن، ازآسمان ریختن (باریدن)، وافربودن زیاد شدن، افزون شدن، بیشمارشدن، بیش ازحد
شکاکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال ، بددل، بدگمان، بدقلب، متردد، متزلزل، دودل، نامصمم مسئلهدار کافر، لامذهب بلاتکلیف، منتظر
نامصممفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام صمم، دودل، بیعزم، مردد، متزلزل، متردد، مذبذب، شکاک سرگردان، سرگشته بیزار، ترسو، هولکرده، بیتفاوت، غیرقابلاتکا، نرمشکننده، فرصتطلب
متعدد بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد دد بودن، فراوان بودن، زیادبودن، متعدد بودن، بسیار بودن، فت و فراوان بودن، ازآسمان ریختن (باریدن)، وافربودن زیاد شدن، افزون شدن، بیشمارشدن، بیش ازحد
گیج کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال ، مردد کردن، گول زدن، دست انداختن، فریب دادن، گمراه کردن، شک ایجاد کردن سرگشته کردن، حیران کردن