مبادله شدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر له شده، تعویض شده، جابهجا(شده)، معاوضه شده، تعویضی، پایاپای شده، پایاپای، دوسره، همبسته متقابل، جبران کننده، تلافیجویانه بین-، بینقارهای، بینو
مبادله کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر دله کردن، تبادل کردن، ردوبدلکردن، باهم عوض کردن، بهجای هم گذاشتن، جابهجا کردن، تأثیر متقابل گذاشتن، تقابلداشتن عوض کردن، پول خُرد کردن، تسعیر کرد
مبادله شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر دله شدن، دست بهدست شدن[مِلک] باهم تغییر کردن، تاثیرمتقابل گذاشتن، تقابل داشتن
مبادرتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی مبادرت، اقدام، پیشقدمی، ابتکار عمل، نوآوری عزم، قصد شروع، مانور، افتتاح (آغاز) ادا، ایفا، اقامه، اِعمال، انجام، اجرا همت، پیشدستی، سعی، اهتم
مبادرت کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ن، اقدام کردن، دستزدن، راهی شدن، عزم کردن، پیشقدم شدن، عهدهدار شدن، قصد کردن، آمدن، برخاستن، آستین بالا زدن (کردن)، داوطلب شدن، دست بهکار ش
دشواریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ، سختی، مرارت، صعوبت، مشقت، ناراحتی، گرفتاری، دردسر، تعب، رنج، زحمت تنگنا، پیچیدگی، اشکال، غوامض، عدم امکان، منع . ممانعت پریشا
مبادله شدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر له شده، تعویض شده، جابهجا(شده)، معاوضه شده، تعویضی، پایاپای شده، پایاپای، دوسره، همبسته متقابل، جبران کننده، تلافیجویانه بین-، بینقارهای، بینو
مبادرتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی مبادرت، اقدام، پیشقدمی، ابتکار عمل، نوآوری عزم، قصد شروع، مانور، افتتاح (آغاز) ادا، ایفا، اقامه، اِعمال، انجام، اجرا همت، پیشدستی، سعی، اهتم
رعایتکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی وابسته عایتکننده، مبادی، مؤدب، احترامگذار، متدین، دیندار مطیع، شریف