مایلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ، خواستار▲، مشتاق، شایق، آرزومند، عطشان، متمنی، وسوسه شده، حشری، محتاج
میل ایجاد کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ایجاد کردن، مایل کردن، تحریککردن دل ربودن، تهییج کردن عشوه گری کردن، طنازی کردن، اغوا کردن، وسوسه کردن، انگیختن، جذب کردن
متمایلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت فت] متمایل موجب، منجربه، مایل منسوب، وابسته، بسته معطوف، متوجه مشروط (مفاد)
جهتدارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت جهتدار، نشانهگرفته، مایل، متمایل، دارای هدف شمالی، جنوبی، غربی، شرقی یکطرفه، دوطرفه، مختلفالجهت قصدکرده
خواستارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص متقاضی، خواهان، مایل، طالب، راغب، خواستگار، نیازمند، متمنی، جویا، پیگیر، پُرسنده، مستدعی جوینده مصر، خواهنده مشتری، خریدار مدعی، خوا
گرایش داشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت گرایش داشتن، تمایل داشتن، مایلبودن، ترجیح دادن، انتخاب کردن متعهد بودن