بیچارهبودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام یچارهبودن، انتخاب (کردن) نتوانستن، اختیار نداشتن، مأمور بودن، ناگزیر (مجبور) بودن، مجبور شدن واگذار کردن، تسلیم شدن، گذشتن
فحاشیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ی، فحشکاری، توهین یاوهسرایی، یاوهگویی، بیمزگی فحش، دشنام، ناسزا، گفتار مستهجن، بدوبیراه، لیچار، سقط یاوه، بیهوده، هرزه، هذیان، حرف مف
توهینفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ، تحقیر، هتاکی، دشنام رودررو، بیاحترامی، گستاخی، پررویی، فحاشی، تحقیر، تقبیح فحش، هتک، دشنام، ناسزا، بدوبیراه، دریوری، لیچار، ناسزاها
فقدانانتخابفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام انانتخاب، بیچارگی، ناگزیری، بیاختیاری، ناچاری، فقدان گزینه، ضرورت، جبر ناعلاجی، مجبوری، اجبار، نیاز، اضطرار آش کشک خاله، ناتوانی در انت
بیدفاعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ع، عقیم، عاجز، علیل، مضطر تنها، بیچاره، درمانده، بیکس مظلوم، بیگناه ضعیف بیثمر پیر بیهوش، بیحس درمانده، خسته حیران، متزلزل، نامصمم ناموفق دفاعنشد
انسان ضعیففرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ضعیف، بیمار، مریض، شخصبیمار بیچاره، آدم بدشانس نوزاد، جوان ضعیفالنفس، آدم ترسو دردانه، عزیز مصیبتزده مظلوم، بازیچۀ دست، آدم ساده