بیماری قلبیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ی، آنژین پکتوریس، آنژین صدری(قلبی)، تپش، حملۀ قلبی، انفاکتوس (آنفارکتوس)، سکته، ایست قلبی، بیماریعروق قلبی
قابل انتقالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ] قابل انتقال، قابلحمل، پُرتابل انتقالی، ارسالی، اعزامی، فرستادهشده، محمول مخابراتی مبعوث
قابل برانگیختنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام بل برانگیختن قابل تحریک رام، اهلی، رامشدنی، تشویقپذیر، زودباور، مستعد تشویقپذیر بودن▲
بیماری قلبیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ی، آنژین پکتوریس، آنژین صدری(قلبی)، تپش، حملۀ قلبی، انفاکتوس (آنفارکتوس)، سکته، ایست قلبی، بیماریعروق قلبی
آمیختهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت خته، مخلوط، ممزوج، مختلط، قاطی، درهم، همزده، متداخل قلب، تقلیبی ترکیبی، مُرکب، متنوع آمیزشی ناخالص▼ آغشته، عجین همنهشت، متداخل، متقاطع مزجی