قصدفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ، نیت، غرض، هدف▼، هوا، آهنگ، عمد، عزم هدفمندی، ازپیش تعیینشدگی
قصدکردهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ] قصدکرده، درفکر، مصمم هدفمند، باهدف، راغب، عازم، آرزومند، مایل متعمد
قصدکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی قصدکردن، قصد داشتن، عمدداشتن، غرض داشتن درنظر داشتن، خیالداشتن عمدی درکار بودن آمدن، تصمیم داشتن، برآن بودن، آهنگِ کسی(چیزی) کردن (داشتن)، آه
قصدکردهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ] قصدکرده، درفکر، مصمم هدفمند، باهدف، راغب، عازم، آرزومند، مایل متعمد
قصدکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی قصدکردن، قصد داشتن، عمدداشتن، غرض داشتن درنظر داشتن، خیالداشتن عمدی درکار بودن آمدن، تصمیم داشتن، برآن بودن، آهنگِ کسی(چیزی) کردن (داشتن)، آه
خوشرقصفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی قص، نوکر، متملق، بادمجان دورقابچین، بادستمال ابریشم، کاسهلیس، طفیلی، خوشخدمت، خائن، چاکر تابع، ترسو، مطیع، چاپلوس بز اخفش، آدم تأییدکننده