قشو کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ن، تیمار کردن حیوانات، دوشیدن، علوفه دادن، بهچرا بردن، چرا کردن
لایهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد غشاء، قشر، فیلم، غلاف، چینه، پوسته، رگه، لا، درز، رگ ورقه، نازُکه، صفحه▼ سکو، عرشه، کف، طبقه، اشکوب فلس، پوست لایی آبطلا، آبنقره، آب-، لاک، لعاب،
زیبافرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی خوشگل، قشنگ، زیبارو، خوبرو(ی)، جمیل، خوشتیپ، خوشمنظره، رعنا، فریبا گلعذار، گلرخ، گلرو، مهرخ، خوش خطوخال نگار، دلبر، لعبت، عروس، پریزاده
کوتهفکرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال بین، کوتهنظر، قشری، مرتجع، کهنهپرست، واپسگرا، متحجر، محافظهکار، تنگنظر، ملانقطی، خردهبین، سختگیر
زیباییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی بایی، خوشگلی، قشنگی، خوبرویی، حُسن، جمال، کمال جلال، هیبت، شکوه، تجمل، جبروت، احتشام، عظمت، بزرگی، سطوت ◄ اقتدار خوشاندامی، خوشهیکلی، خوش
متعصبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال رتجع، خشک، فناتیک، قشری، فرقهای، لاهوتی مطمئن مستبد، بدقلب غیور، غیرتمند، مشتاق، افراطی بیسواد، نیاموخته بنیادگرا غیرطبیعی