پیشگیریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ری، بهداشت، قرنطینه، ضدعفونی حشرهکش ایمنی، ایمنسازی، واکسناسیون، واکسیناسیون، آبلهکوبی، مایهکوبی مقاومت، ایمنی، مصونیت، سیستم ایمنی بدن،
بهداشتی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی بهداشتی کردن، استرلیزه کردن، سترون کردن، پاستوریزه کردن تلقیح کردن قرنطینه کردن، منزوی کردن نظافت کردن، پاک کردن
زندانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ی، محبوس، بازداشت، قرنطینهشده تحت بازداشت، پشت میلهها اسیر، دربند، درقیدوبند، گرفتار، پا[ی]بند، پا[ی]گیر، پا[ی]دربند تحت کنترل، گروگا
زندانی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ردن، حبس کردن، بهزندانافکندن، محصور کردن، درچاردیواری نگاهداشتن، قرنطینه کردن، پشت میلهها انداختن زندانی بودن، آب خنک خوردن
منزویکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ردن، جدا کردن، مستثنیکردن، قرنطینه کردن، درپردهنگهداشتن، زندانی کردن