[صفت] قدیمیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان دیمی، کهنه، بیات، باستان، اقدم، تاریخمصرفگذشته، تاریخ منقضی منسوخ، مهجور، نامتعارف مندرس، ژنده، پلاسیده، فرسوده، مستهلک، ناباب، برکنار، استفادهنش
[فعل] کهنه بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان کهنه بودن، قدیمی بودن، برافتادن، ازمُد افتادن، کهنه شدن ترک استفاده کردن
بینهایتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد ] بینهایت، ازل، ابد قدیم همیشه عدد بینهایت، شمارۀ نامحدود، عدد بیاندازه بزرگ، ارقام نجومی آسمان تا زمین
ابدی بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان دن، جاوید بودن، انوشهبودن، همیشه وجود داشتن، قدیم بودن، ازقدیم وجود داشتن دیرپاییدن، تداوم داشتن، ثبات داشتن پایان نیافتن
گذشتهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان شته، ماضی، زمان گذشته، قدیم، سابق، قبل، زمان پیش دوران گذشته، ایام (عهد) گذشته، زمانهایقدیم، تاریخ عهد بوق بازنگری اسلاف، گذشتگان، پیشینیان، اجداد ◄