خوشسلیقه بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی وشسلیقه بودن، تمیز دادن، قدردانستن، ارزش دادن، برآورد کردن، مشکلپسند بودن
قویفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ، زورمند، پرزور، نیرومند، قدیر، مسلط، مقتدر، قابل تنومند▼، جوان باقدرت، قدرتمند، توانا افضل، برترین ارشد، برتر فاتح، غالب، چیره، موفق قاطع، سلطهجو،
آینهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ه، آینۀ کوژ، محدب، کاو، مقعر، شلجمی، تخت (مسطح)، کروی آینۀ قدی، جیبی، آینۀ تمامنما، آینۀ کنسول صیقل جیوه ◄ عنصر شیشه، محیط شفاف بازتابش، انعکاس
مؤیدفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ید، تأییدکننده، راضی، متشکر، قدردان، انتخابکننده، ترجیحدهنده مساعد، تحسینآمیز، ستایشبار، ستاینده▲، تمجیدکننده افتخاری