قبضفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ش، اتیکت، رسید، تهچک، تهسوش، بلیت (بلیط)، بهانما، کوپُن، بهامُهر، ژتون کلیشه، برچسب مُهر، خاتم، نشان عنوان، سرفصل، ت
قاضیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات حاکمشرع، داور، حَکَم، خبره، رئیس دادگاه، امین صلح، دادرس، هیئت دادرسان، هیئت داوران سلطان، شاه، پادشاه مرجع، مرجع نظردهنده قاضیالقضات
اخذفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی قبض، ضبط، ربایش، برداشت، سلب، گرفتن، گیر انداختن، نگهداری مصادره▼، غارتگری▼ جذب، گیرایی، جاذبه دریافت، فهم، درک، برداشت، قابلیت درک تملیک، ت
انقباضفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد انقباض، تراکم، قبض، تکاثف تنگی، قید، محدودیت کاهش، کم کردن، تقلیل انقباض عضلانی، اسپاسم، گرفتگی، درد زایمان سیاست انقباضی مالی، تورمزدایی، کاهش تور
تمرکزفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ غیرآلی جمعشدگی، یکپارچگی، ادغام، غلظت انجماد، قبض، انعقاد، قوام، دلمه شدن، لخته شدن، رسوب، تهنشین، تهنشست تبلور، تحجر، تبدیل بهسنگ، استخوانشدگی
نامهنگاریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه م] نامهنگاری، مکاتبه نامه، کاغذ ◄ نوشته کارتپستال، پُست، ارتباطات پستی پاکت تمبر ◄ قبض