فیبرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ف طبیعی، الیافحیوانی، پشم، کُرک، ابریشم، مو، آنقوره، کشمیر الیاف گیاهی: پنبه، کتان، کنف، غوزه [پنبه] الیاف معدنی: طلا، سیم، آزبست (پنبۀ نسوز) الیاف
رژیمغذاییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ایی، رژیم لاغری، پرهیز، گیاهخواری، خامخواری، خام گیاهخواری غذای فیبردار، سبوس گندم، غذای رژیمی، کمچربی علم تغذیه سوء تغذیه پرهیز، امساک، قناعت، اعت
علم نورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ور، نورشناسی، اُپتیک، آپتیکز ضریب شکست نور، سرعت نور تار نوری، لولۀ نور، فیبر نوری ابزار نوری، قلمنوری، دستگاه نوری، عکاسی
خطوط مخابراتیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی مخابراتی، کانال تلویزیون، موجرادیو، میکروویو فیبر نوری خط تلگراف، خط تلفن
رشتهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ه، تار، نخ، طناب، الیاف ریسیده (تابیده)، نخ تابیده، چله، پود الیاف، فیبر▼ مو، مژه، مژگان، ریش، مژک، ریشه، زبری سیم، فیلامان موی بافته بافت متقاطع
منسوجفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ه، پارچه، قماش، متاع، امتعه، بافه، محرمات، پلاس، محصول الیافدار قالی، فرش قواره بافتنی، تریکو پشهبند الیاف ◄ فیبر خیاطی