فرمولوارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ت] فرمولوار، فرموله بیانشده، اظهارشده، مؤکد تشریحی بیانکننده، پُرمعنا
فرمولوارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ت] فرمولوار، فرموله بیانشده، اظهارشده، مؤکد تشریحی بیانکننده، پُرمعنا
آیینیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب فرمولوار، سطحی، سمبولیک، رسمی، تشریفاتی (رسمی) مُقیّد، سختگیر، مُجری
جمله ساختنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه جمله ساختن، فرموله کردن، بیانکردن، تفسیر کردن برای چیزی لغتپیدا کردن، ترجمه کردن
جملهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه جمله، پاراگراف، عبارت، اصطلاح فرمول، فرمول ریاضی، کلیشه ضربالمثل، اصل کلام، سخن، نوشته، متن پیشینه سطر، بند جملۀ معتر
تنظیمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم نظیم، ساماندهی، آرایش، تعدیل، انتظام، ترتیب آرایش، صفآرایی، استقرار گردآوری، تدوین، اجتماع، سازماندهی، تجدید سازمان، بهبود تمرکز، اداره، مدیریت بر