فنون کُشتیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ون کُشتی فن، داو، کار، بند، مایه، بدل سرشاخ، بارانداز، فتیله پیچ، کُنده، پل، سرانداز، زیر گرفتن، درو، بزکش، سگبند، مخالف، قوچ
فنجنگفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) استراتژی، تاکتیک، تدابیر جنگی، علم پرتاب، لُجستیک، برنامه آرایش جنگی عقبنشینی مانور، رزمایش
فنون کُشتیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ون کُشتی فن، داو، کار، بند، مایه، بدل سرشاخ، بارانداز، فتیله پیچ، کُنده، پل، سرانداز، زیر گرفتن، درو، بزکش، سگبند، مخالف، قوچ
هنرستانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ، هنرستان فنی، آموزشگاه فنی، هنرکده، آموزشکده، هنرستان حرفهای
علم غذافرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ذا، گاسترونومی، فنآشپزی، خوشمزگی آشپز، طباخ، آشپزباشی، قهوهچی، چایچی آشپزی، پختوپز▼