تنبیه کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات دن، کتک زدن، فلکه کردن، سیلی زدن، پسگردنی زدن، اردنگی زدن، لگدزدن گوشمالی کردن، آش برای کسی پختن، ادب کردن، نسق کردن
مجازات بدنیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات کنجه، عذاب، زجر، تنبیه بدنی، کتک، سیلی، پسگردنی، فلکه، توسری، ضربه، شلاق، تازیانه تعزیر، حدّ، ضربوشتم، سیاست، تأدیب، تعذیب اعمال شاقه، مشتکار
سپری شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ن، گذشتن، جریان داشتن، طی شدن، منقضی شدن، چرخیدن، چرخیدن فلک، گردیدن، آمدن، برآمدن، طول کشیدن، پیشرفتن
چرخفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل قره، غلتک، تیوب، تایر، لاستیک بلبرینگ، ساچمه پره، اسپوک فلک، افلاک، گنبد گردون، [گنبد 253] گوی، چرخ ریسندگی، دوک، دایره، دیسک، لوح فشرده چرخ فلک