فزونیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت نی، فراتری، پا فراترگذاشتن، زیادهروی، توسعهطلبی، دستیازی، افزونخواهی، مالپرستی دستدرازی، تعدی، تجاوز، اشغال، غصب بسط، توسعه، انبساط برتری، قدر
فزونطلبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ونطلب، توسعهطلب، حریص، زیادهطلب، افزونطلب، طماع، پُررو موفق کامل (دارای کمال) خوشسلیقه قوی بیش ازحد زیبا، جذّاب برتر
افزایندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ه، فزاینده، بیش ازپیش، بسطیابنده، بسیط، درحال افزایش، درحال انباشت، جمع شونده، بالنده، متزاید، افزونشونده، روبهافزونی جلورونده، پیشرو بارور، حاصل
تعددفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد بسیاری، بسامد، کثرت، افزونی، فزونی، انبوهی، بیشماری، فراوانی، وفور چندگونگی، چندگانگی، چندتایی، چندبرابری مثل مور و ملخ، انبوه مردم ازدحام، جمعیت، تر
فراترفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ماورا، دور ازدسترس، خارج از بُرد، فراتراز▼ بیش ازحد طولانی، آزگار، متمادی فزون، بیشازحد، فراوان، وافر، کامل، پُر مازاد، زائد، بازمانده، باقیمانده ع
زیادتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ئد بودن، زیادی، اضافی، فزونی، افزونی، بیشی، حشو اشباع، پربودن، سرریز زایده، مازاد اغراق، مبالغه