خوشحالیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی دی، رضایت(خرسندی)، طرب، سرمستی، سعادت، فرح، وجد، شعف، نشاط، کِیف، سرحالی، لذت
بازسازیکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ه، نیروبخش، تقویتی، درمانی، بهبود دهنده، احیاکننده، زندگیبخش، جانبخش، فرحبخش، ممدحیات، مفرحذات ترمیمی، مرمت کننده، اصلاحی مفرح، نزهتبخش،
نیروبخشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه ] نیروبخش، مفرح، خستگیبَر آبدار، خنک، سرد تقویتی، تندوتیز .محرّک تسکیندهنده احیاکننده، زندگیبخش، جانبخش، فرحبخش، بازسازیکننده آسوده (
پیروز شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل دن، فتح کردن، غلبهکردن، مستولی شدن، استیلا یافتن، بهدست آوردن سرنگون ساختن▼، شکست دادن▼ سالروز نگهداشتن لاف زدن
پیروزیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل نصر، نصرت، فتح، غلبه، استیلا، شکست دادن، شکست، انقیاد، حمله ورود بُرد، مات دستاورد، بُرد، سود شاهکار، کار خارقالعاده