غیرتائبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات تائب، سختدل، شرور، سرپیچیکننده، لجوج، کلهشق، پوستکلفت، یکدنده گمراه
غیبگوییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تداوم اندیشه گویی، فالگیری، طالعبینی تفأل، استخاره، احکام نجوم قرعهکشی ◄ قمار
غیبگویی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تداوم اندیشه گویی کردن، فال گرفتن، فالگشودن استخاره کردن، خوب آمدن، بد آمدن
دارای علم غیبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب علم غیب، دارای قدرتفراروانی، غیبدان، غیببین، پیشبینیکننده پارانرمال، پاراپسیکولوژیک
غیابفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام غیاب، غیبت، عدم حضور، ناپیدایی کمبود، نارسایی، کسری، نقصان، نقیصه، نقص ناپدید شدن، ناپدیدی غیبت صغرا، غیبت کبرا نیستی، نبود، عدم، فقدان، فقد، خس
بدگوییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات افترا▼، غیبت، سعایت، رسواسازی، کاستن ازشأن دیگری، لجنپراکنی، ایجاد رسوایی، آبروریزی، کولیبازی، جاروجنجال، قشقرق [ شایعه، صدایناهنجار 411] انتق
ناپدیدیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ناپدیدی، غیبت، ناپدید شدن، غیب شدن، تردستی پوشیدگی، گمگشتگی، نهانشدگی، پنهانشدگی، دوری، فقدان، استتار، اختفا، کمون، نهفتگی فرار، خروج تیرهسا
ناپیداییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ی، فقدان دید، پوشیدگی، پنهانی، کمون، نهفتگی، نامرئیبودن، غیبت، غیاب، ناپدیدی، عدم وجود، عدم عدم وضوح، گرگ و میش نقطۀ کور، ورطه استتار، نقاب غیب،