غریزیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فرآیند استدلال ریزی، شَمّی، حسّی، حدسی، غیراستدلالی، غیرمنطقی مطلق ذاتی سفسطهباز عرفانی، ادراکی، شهودی، فیالبداهه ◄ فلسفی
ریزیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ی، ذرهای بودن چیز ریز، سرسوزن، اتم، قطره، پودر، ذره، نقطه، چیزکوچک، نازُکه، اپسیلون، مقدار کم
غیرارادیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ادی، ناخواسته، اجباری، غریزی بدون غرض، غیرعمدی، خودبهخود
ذاتیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود ماهوی، باطنی، فطری، جبلی، درونی، عمیق، ریشهای، کیفی، ماهیتی جزء لازم، قطعه، ترکیبشونده، تشکیلدهنده داخلی، درونی تافته، تلویحی، مشمول جدانشدنی، لا
بیشعورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکلگیری عقاید؛ عام شعور، ناآگاه، لاادراک، غافل، بیخبر، بیفکر، حیوان، گیاه بیحرکت، بیبو حیوانی، غریزی، لاادراک، تقلیدی ابله، احمق، تهیمغز، نفهم، ازگل
فلسفیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکلگیری عقاید؛ عام فیلسوفانه، حکیمانه، ایدئولوژیک، مکتبی مجرد اشراقی، استدلالی شناختی، شناختشناسانه عرفانی، ادراکی، شهودی، فیالبداهه، شمی ◄ غریزی
بیفکرانهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکلگیری عقاید؛ عام وایی، نسنجیده، بدون بررسی، ازروی بیخبری (بیفکری)، بیخبرانه، بدون اندیشۀ کافی، تقلیدی، غریزی، بیتوجه فیالبداهه، بدون تأمل، بیدرنگ