عارضفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود ض، عین، شیء، پدیده، محسوسات، عرض، شکل، امتداد ظاهر، نقش، صورت، بیرون غیرباطنی بودن، عارضی بودن، خارجی بودن، عینیت متعالی بودن، ماورا بودن، برتری دیگ
عارضیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود عارضی، عرضی، خارجی، بیگانه، بیرونی [مجرد] ازبیرون بهدستآمده، اکتسابی، کاشتهشده، القاشده، تلقین شده متعالی، مافوق، برتر ظاهری، بیرونی [فضا] کمکی،
عارضی بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود عارضی بودن، خارجی بودن، غیرباطنی بودن، بیرون بودن، متعلق نبودن متعالی بودن، برتر بودن ازبیرون آمدن، تعلقگرفتن، افزوده شدن، اضافه شدن
عارففرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب سالک، راهرو، رهرو، عاشق پوینده، جوینده صوفی، متصوف، پشمینهپوش، مرید پیر، مراد، مرشد، شیخ، قطب، هدهد مغان مرد حق، اهل طریقت غوث
سیارهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ عام ره، استروید اعضای منظومۀ شمسی:، عطارد (تیر)، زهره(ستارۀ صبح، ونوس)، زمین، مریخ (سیارۀ قرمز، بهرام)، مشتری (سیارۀ غولپیکر)، زحل(سیارۀ زیبا، کیوا
گیاهشناسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی شناس، مهندس کشاورزی، داروساز، باغبان فروشندۀ گیاهان طبی، عطار برزگر، کشاورز مهندس منابع طبیعی (آبخیزداری، محیط زیست،...)
داروسازفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی وساز، فارماکولوژیست داروخانه، دواخانه، دراگ استور عطار، دکتر علفی
کسبهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ، دکاندار، مغازهدار، بنگاهی، بقال، نانوا، خباز، عطار، بزاز، آهنگر، صنعتگر صاحب نمایشگاه، صاحب فروشگاه آسیابان، آشپز، اوراقچی، سمسار، امانت
عطرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی طر، اسانس، بویخوش، عطریات، عرق، عطرمایه گلاب، مُشک، مشکدانه، دانههای خطمی معطر، گل، میوه پارفم، ادوکلن، افترشیو، ادوتوالت، زیباسازی عود، بخور