عریضفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ض، ضخیم، کُلُفت، پهن، پُربَر، جادار، پهناور، وسیع ناتراوا، چگال قطور، درشت، چاق، بزرگ ورمکرده، منبسط عرضی ازعرض
عرضیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود عرضیت، ذاتی بودن، باطنیبودن، لزوم ذاتی، اساسی بودن بالقوگی، استعداد، توانایی، نهفتگی درونی بودن، درونگرایی، ذهنیگرایی، ذهنیتگرایی، گرایشات ذهنی،
عروضفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ی، رباعی، چکامه، شعر هجایی، دوبیتی، ترکیببند، مستزاد، بحرطویل، مختلفالارکان، ترجیع، ترجیعبند، مثلث، مسمط، مثمن، مخم
عَرضهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص رضه، پیشنهاد، ایجاب، تعارف، تقدیم، پیشکش، دهش پیشنهادقیمت، ارائۀ قیمت، اُفر، ایجاب، تعیین نرخ مزایده، مناقصه، فروش انتخاب تصمیمسازی
عَرضهشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص عَرضهشده، پیشنهادی، ارائهشده، تقدیمی، درمعرض آگهیشده، فروشی، برایفروش، حراجی
عَرضه کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص ه کردن، پیشنهاد دادن، قیمتدادن، تقدیم کردن، نثار کردن، تعارف کردن، پیشنهاد کردن، دادن، مطرح کردن وسوسه کردن، سر زدن فروختن، تهیه کرد
شهادتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال شهادتنامه، اقرارنامه، عریضه، شکایتنامه، افشا قول، گفته، اعلام، اقوال، شنیدهها، اظهارات شفاهی، اقاریر، حرف، سخن، ماجرا، قال مدافعه بهانه
چاقفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ه، پروار، قطور، کلفت، ضخیم، [ عریض 205]، درشت، سنگینوزن، تپل، گوشتالو، تپلمپل، چاقوچله، گنده، خیکی، گامبو، چاقالو، متورم، دکل، چهارپهلو، چهارشانه
خبرنگارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط گار، گزارشگر، مخبر روزنامهنویس، ناشر دکۀ مطبوعاتی عریضهنویس
فراگیرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ه، دامنهدار، پردامنه، بیمرز، سراسری، اپیدمیک، جهانی، جهانشمول، شامل، جامع، حاضر پراکنده، متفرق پهناور، عریض، عریضوطویل، وسیع هوادار
وسیعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام ت، گسترده، فراخ، گشاد، عظیم، جادار، بسیط، باز، نامحدود، بیحفاظ، نامحصور، آزاد، بیمرز، عریض، ولنگوواز، فراگیر دلباز، باصفا، دلگشا، خوشمنظره ◄