دامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط تَله، تور، کمند شبکه، شست تار عنکبوت، دام عنکبوت کمینگاه، ورطه طعمه صید ◄ آسیبپذیر صیاد ◄ شکارچی، کمینکننده، شخص پنهانشده
موجبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ادی حرکت و انگیزۀ [مادی]، انواع انگیزه:}، مشوق، مشوق مادی، محرک، فشار، اعمال نفوذ، مضیقه، اجبار، تحریک، فوریت، ضرورت، اضطرار تلنگر، مهمی
غذایحیوانات: علوفهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ات: علوفه، علف، علیق، کاه، ینجه، دان، دانه، ارزن، طعمه آبگیری
غذافرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت اک، پوف، بهبه، خوردنی، خورش، آذوقه، بار، اطعمه، اغذیه، ارزاق، مائده جیره، جیرۀ غذایی طعمه حاضری▼