طرفِ راستفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد طرفِ راست، یمین، دستِ راست، نیمکرۀ راست راستدستی، راستدست بودن راستگرایی مهارت
طرفِ صحبتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه حبت، مصاحبهکننده(شونده)، مصاحبهگر، بازپرس، خوانده وراج
طفره رفتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی زیر کار دررفتن، شانه خالی کردن، اهمال کردن، دم بهتله ندادن، فرار کردن، ترک کردن، سر باززدن، ازسر بازکردن، بهانه کردن، ناز کردن، دررفتن
طرفدارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات دار، هواخواه، پوزشخواه، حافظ، حامی، پشتیبان، پشت، پناه، پشت و پناه، محافظ، فریادرس، دادرس، نگهدار، پاسدار، ملجأ وکیل مدافع، وکیل دعاوی، شاهد، ن
نادرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ] نادر، نامکرر، درفواصلزیاد استثنایی، غیر عادی، غیرمتداول، فوقالعاده، خارقالعاده، طرفه، عالی، آس، بینظیر، کم نامعمول، غیرمتعارف، ناآشنا، بیسابقه
خاصفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم ص، اختصاصی، مخصوص، اخص، ویژه، یکه، تک ابتکاری، بکر، اصیل، بدیع، طرفه، نوآور، تازه، نو، جدید، مدرن، نوین استثنایی، غیرمعمول، متمایز، مختصه، مشخصه، نام
بهترینِ نوعِ خودفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ِ خود، نابغه، اعجوبه، شاگرد اول، تیزهوش، استثنایی، فوق العاده بااستعداد، فرد مهم، نمونۀ کمال، شاهکار رکوردشکن، رکورددار، پرفروش، بُت، عزیز په
نگاهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی دید، برانداز، نیمنگاه، گوشۀ چشم، نگاه چپچپ، نگاه دزدانه، چشمک، تلمیح یک نگاه، چشم بهم زدن، طرفةالعین، لمحه، لحظه محو، خیره درانظار بودن ◄ تجلی
طرفِ راستفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد طرفِ راست، یمین، دستِ راست، نیمکرۀ راست راستدستی، راستدست بودن راستگرایی مهارت