زمانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ] زمان، وقت، مدت عرض، اثنا، حین▼ زمان انجام کاری: هنگام، موقع، فرصت زمان معین: عصر، موسم، زمانه، فصل، ترم، ثلث، دوره وقت دقیق، ساعت دقیق گذشت زمان،
ضمانت سپردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی وابسته سپردن، وثیقه گذاشتن، رهنگذاشتن، گرو گذاشتن، وام گرفتن تضمین کردن، تعهد سپردن، مطمئن شدن گواهی کردن، شهادت دادن
بهقید ضمانت آزاد کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی وابسته ل] بهقید ضمانت آزاد کردن، بهقید کفالت آزاد کردن رهن گرفتن
بهقید ضمانت آزاد کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی وابسته ل] بهقید ضمانت آزاد کردن، بهقید کفالت آزاد کردن رهن گرفتن
تضمینفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی وابسته ین، تعهد، گارانتی، ضمان، عهد، گواهی، مجوز (دستور)، قرارداد ضمانت، وثیقه، کفالت، رهن، پشتوانه، ودیعه گرو
توجیه کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ه کردن، موجه کردن، بهانهآوردن موجه دانستن، مبرا دانستن، حقانیت چیزی را اثبات کردن، ضمانت کردن، تصدیق کردن، تبرئه کردن
ایمنیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی امنیت، امن، تأمین، تأمین جانی، سلامت، عافیت، مصونیت، معافیت، امان، اطمینان، اعتماد صیانت ذات امنیت، آرامش، آسودگی، امن، صلح ایمنسازی، مصونس
مفادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی وابسته ، شروط، شرایط، مواد، مفهوم، مضمون، نص، موضوع، شرایط نهایی اولتیماتوم، ضربالاجل بند، ماده، تبصره، پاراگراف، پیوست، ضمائم، الحاقیه مف