سفر كردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ] سفر كردن، مسافرت كردن، رفتن آمادۀ سفر شدن، رخت سفر كشیدن، بار بستن، بار سفر بستن، بهراه افتادن، سوار شدن، پا درركاب نهادن، عازم شدن اتواستاپ زدن
صفرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد صفر، هیچ، پوچ، هیچ و پوچ هیچکس، هیچچیز، هیچوقت، هرگز صفرمطلق حضیض سمتالقدم خلاء، بادهوا
صفرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عدد صفر، هیچ، پوچ، هیچ و پوچ هیچکس، هیچچیز، هیچوقت، هرگز صفرمطلق حضیض سمتالقدم خلاء، بادهوا
بیجوهریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود ] بیجوهری، بیاساسی، عدم مجازی بودن، مجرد بودن، انتزاعی بودن، معنویت هیچ، صفر هوا، سَبُکی سطحی بودن، کم عمقی خلاء احمقانه بودن، امر محال بی ربطی، ف
عدمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود نیستی، نبود، نابودی، فنا، پوچی، بیهودگی، بطلان، بیجوهری هیچ، پوچ، عبث، صفر هیچوقت، هرگز پوکی، خلاء غیبت، غیاب فقدان، عدم شمول ◄بیرون گذاشتن چیز بی
کوچکیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت کوچکی، صغر، خُردی، ریزی، ناچیزی کوتاهی لاغری، باریکی کَمی، قلت، عدم کفایت بیقدری، عدم اهمیت، کمتری، کهتری، بیبنیادی، بیجوهری کوچک شدن، تنگی، انقب
ماه تقویمیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان وردین، اردیبهشت، خرداد، تیر، مرداد (امرداد)، شهریور، مهر، آبان، آذر، دی، بهمن، اسفند هجری قمری: محرم (محرمالحرام)، صفر، ربیعالاول، ربیعالثانی، جم